آرشیو آذر ماه 1404

اثر تماشاگر | چرا وقتی دیگران حاضرند کسی کمک نمی‌کند؟

۲۶ بازديد
 

 

 

اثر تماشاگر، یک پدیده روانشناختی اجتماعی است که در آن افراد در حضور افراد دیگر، کمتر احتمال دارد که به قربانی کمک کنند یا در مواقع اضطراری مداخله کنند. حضور دیگران باعث پراکندگی مسئولیت می‌شود، به طوری که هر فرد احساس تعهد شخصی کمتری برای اقدام دارد. عوامل دیگری که این اثر را توضیح می‌دهند عبارتند از: ترس از قضاوت، عدم اطمینان در مورد وضعیت و نگاه کردن به دیگران برای یافتن سرنخ‌هایی در مورد نحوه رفتار.

چرا وقتی جمعیت زیادتر است، کمتر کمک می‌کنیم؟

دلیل اینکه وقتی جمعیت بیشتر است، کمتر کمک می‌کنیم، با اثر تماشاگر توضیح داده می‌شود، یک پدیده روانشناسی اجتماعی که در آن افراد در حضور افراد دیگر، کمتر احتمال دارد به قربانی کمک کنند. این امر به دلیل چندین مکانیسم روانشناختی رخ می‌دهد:

  • پخش مسئولیت: وقتی افراد زیادی در اطراف هستند، افراد مسئولیت شخصی کمتری برای اقدام احساس می‌کنند زیرا فرض می‌کنند شخص دیگری کمک خواهد کرد. حس پاسخگویی به طور ضعیفی در بین همه تماشاگران پخش می‌شود و احتمال مداخله هر فرد را کاهش می‌دهد.
  • ترس از ارزیابی: افراد ممکن است از قضاوت شدن توسط دیگران در صورت رفتار نادرست یا شرمساری خود بترسند و این منجر به تردید در کمک کردن می‌شود.
  • جهل کثرت‌گرا: وقتی دیگران واکنشی نشان نمی‌دهند، افراد از بی‌عملی گروه الگو می‌گیرند و فرض می‌کنند که مداخله لازم نیست، به خصوص اگر وضعیت مبهم باشد.

مورد کلاسیکی که توجه را به پدیده تماشاگر جلب کرد، قتل کیتی جنووسی در سال ۱۹۶۴ در شهر نیویورک بود که طبق گزارش‌ها، بسیاری از همسایگان شاهد حمله بودند اما مداخله نکردند. آزمایش‌های دارلی و لاتانه تأیید کرد که افراد به تنهایی بیشتر احتمال دارد کمک کنند، در حالی که در گروه‌ها رفتار کمک‌رسانی آنها کاهش می‌یابد(منبع)(منبع)(منبع).

 

درمان فوبیای اجتماعی ، گوشه گیری ، انزوای اجتماعی

به طور خلاصه، جمعیت‌های بزرگتر، کمک‌رسانی را کاهش می‌دهند زیرا افراد احساس مسئولیت کمتری می‌کنند و قبل از تصمیم‌گیری برای اقدام، به واکنش‌های دیگران توجه می‌کنند. این اثر تحت تأثیر عوامل موقعیتی مانند وضوح وضعیت اضطراری، خطر درک شده و روابط با قربانی قرار می‌گیرد(منبع)(منبع)(منبع).

نمونه‌های معروف اثر تماشاگر

  • پرونده کیتی جنووسی (۱۹۶۴): شناخته‌شده‌ترین نمونه، جایی که کیتی جنووسی چندین بار در نزدیکی خانه‌اش در شهر نیویورک مورد اصابت چاقو قرار گرفت. طبق گزارش‌ها، علیرغم فریادهای کمک‌خواهی او، حدود ۳۷ همسایه صدای حمله را شنیدند یا دیدند، اما مداخله نکردند یا به موقع با مقامات تماس نگرفتند. این پرونده توجه گسترده‌ای را به پدیده «اثر تماشاگر» و «پخش مسئولیت» جلب کرد.
  • آزمایش میلگرام (۱۹۶۱): در حالی که در درجه اول مطالعه‌ای در مورد اطاعت از اقتدار بود، موقعیت‌هایی را نشان داد که در آن‌ها افراد با وجود پریشانی قربانی، به اقدامات مضر خود ادامه می‌دهند و تأثیر نفوذ اجتماعی و پخش مسئولیت را با پیروی شرکت‌کنندگان از دستورات نشان می‌دهد.
  • آزمایش «اتاق پر از دود»: شرکت‌کنندگان تنها، ۷۵٪ دود را گزارش کردند؛ اما در حضور دو نفر دیگر، گزارش به ۳۸٪ کاهش یافت و وقتی دو نفرِ همدست بی‌تفاوت بودند، تنها ۱۰٪ گزارش دادند. این یک نمونه آزمایشگاهی روشن از اثر تماشاگر است.
  • موارد متعدد روزمره: از جمله موارد اضطراری در مکان‌های عمومی مانند رستوران‌ها، خیابان‌ها، سواحل و باشگاه‌های ورزشی، که در آن‌ها افرادی که پریشانی یا خطر را مشاهده می‌کنند، به دلیل ابهام یا فرض اینکه دیگران عمل خواهند کرد، از کمک به او خودداری می‌کنند و نمونه‌ای از رفتار تماشاگر در زمان واقعی هستند.

منبع : اثر تماشاگر | چرا وقتی دیگران حاضرند کسی کمک نمی‌کند؟

خطای بنیادی انتساب؛ اشتباه رایج در قضاوت رفتار دیگران

۲۳ بازديد

 

خطای بنیادی انتساب (که با نام‌های سوگیری تطابق یا اثر بیش‌انتسابی نیز شناخته می‌شود) تمایل افراد به تأکید بیش از حد بر توضیحات مبتنی بر شخصیت یا گرایش برای رفتارهای مشاهده شده در دیگران و در عین حال کم‌توجهی به توضیحات موقعیتی است(منبع).

خطای بنیادی انتساب چیست؟

خطای بنیادی انتساب، یک سوگیری شناختی در روانشناسی اجتماعی است که در آن افراد هنگام توضیح رفتار شخص دیگر، تمایل دارند بیش از حد بر ویژگی‌های شخصیتی یا ویژگی‌های درونی تأکید کنند، در حالی که تأثیر عوامل موقعیتی یا خارجی را دست کم می‌گیرند.

به عبارت دیگر، هنگام مشاهده دیگران، اغلب فرض می‌کنیم که اعمال آنها منعکس کننده شخصیت آنها به عنوان یک شخص است، نه اینکه شرایط خارجی که ممکن است باعث رفتار آنها شده باشد را در نظر بگیریم. به عنوان مثال، اگر کسی در ترافیک راه ما را ببندد، ممکن است فکر کنیم که او بی‌ادب یا بی‌ملاحظه است و دلایل موقعیتی احتمالی مانند یک وضعیت اضطراری را نادیده می‌گیریم.

این سوگیری به این دلیل رخ می‌دهد که فرد از نظر ادراکی برای ما برجسته‌تر از زمینه موقعیتی اوست و ما معمولاً اطلاعات کمتری در مورد عوامل خارجی مؤثر بر دیگران نسبت به خودمان داریم. این اصطلاح توسط لی راس، روانشناس اجتماعی، ابداع شده است و یک مفهوم اساسی در درک چگونگی تفسیر رفتار اجتماعی توسط افراد محسوب می‌شود(منبع)(منبع)(منبع).

چرا رفتار دیگران را به شخصیتشان نسبت می‌دهیم؟

خطای بنیادی انتساب، تمایل به نسبت دادن رفتار دیگران در درجه اول به شخصیت یا ویژگی‌های شخصیتی آنها است، در حالی که تأثیر عوامل موقعیتی یا خارجی را دست کم می‌گیریم. این سوگیری به این دلیل رخ می‌دهد که هنگام مشاهده دیگران، رفتار آنها از نظر ادراکی برای ما برجسته‌تر از زمینه یا شرایط اطراف است که اغلب کمتر قابل مشاهده یا شناخته شده هستند. در نتیجه، ما به سرعت بر اساس اعمال آنها در مورد “چه نوع” شخصیتی قضاوت می‌کنیم و فشارهای موقعیتی را که ممکن است بر رفتار آنها تأثیر گذاشته باشد، نادیده می‌گیریم.

دلیل دیگر این است که افراد عموماً اطلاعات بیشتری در مورد محدودیت‌ها و انگیزه‌های موقعیتی خود نسبت به دیگران دارند.

این شکاف دانش منجر به نسبت دادن رفتارهای دیگران به درون، اما رفتارهای خود به بیرون می‌شود. علاوه بر این، عوامل فرهنگی، به ویژه در جوامع فردگرا، بر مسئولیت و شخصیت شخصی تأکید می‌کنند که این سوگیری را بیشتر تقویت می‌کند.

برای مثال، دیدن کسی که از صف خارج شده است، ممکن است ما را به این فکر بیندازد که او بی‌ادب یا خودخواه است، به جای اینکه در نظر بگیریم که ممکن است دلیل فوری داشته باشد. این خطا اغلب باعث سوءتفاهم و قضاوت‌های ناعادلانه در محیط‌های اجتماعی و کاری می‌شود(منبع)(منبع)(منبع).

 

به طور خلاصه، خطای اساسی انتساب ناشی از میانبرهای شناختی است که ما در تفسیر رفتار دیگران مرتکب می‌شویم و بر ویژگی‌های شخصیتی تمرکز می‌کنیم زیرا ارزیابی آنها آسان‌تر از تأثیرات پیچیده موقعیتی است(منبع)(منبع)(منبع).

منبع : خطای بنیادی انتساب؛ اشتباه رایج در قضاوت رفتار دیگران